هو الغفور الرحیم


و باز هم تولد

و خاطره 20 سالگی 

و سخت به خود آمدن

که گذشت عمر گران و جوانی چون باد از پی اش...

کنج ذهنم همیشه این شعر می چرخد این لحظات

لحظه ها لحظه های بی برگشت *** وای از این لحظه ها که پر پر گشت


اما بازم امیدم رو از دست نمیدم

چون دوستم و یار همیشگیم خودش گفته که ( الیس الله بکاف عبده )؟

پس به امید اون بازم شروع میکنم. شروعی دوباره

و این بار مطمئنم که موفق میشم

درس - مدرک - سواد - کار و کاسبی خودم - زندگی - و از همه مهمتر رابطم با خدا

باشد که لایق دیدار شویم


چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:

وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت ....


----------

پ. ن. برای خودم!

هر کجا باشی آسمانش همین رنگ است ..