آخ غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای وصل بی بال و پرم کرد
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 1:26 توسط The Departed
|
آخ غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای وصل بی بال و پرم کرد
خدایا......
اگر بنده ای بدکارم
شوق رحمت دارم
اشک غم می بارم
بی قرارم....
اسئلک الامان...
اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ الاَمانَ يَومَ لايَنفَعُ مالٌ وَ لابَنُونَ،
اِلّا مَن اَتَی اللهَ بقَلبٍ سَليمٍ
پرستوی عاشق کی بالتو شکسته؟!
این ۳ -۴ تا مطلب قبلی همه رو از یه مخفیگاه نوشتم!!
اما حالا هرچی می گردم پیداش نمی کنم!
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم، که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا میخواند
عاقل شده ام!!!*
*منم یه جا خوندم خوشم اومد! همین!
من وزن و قافيه ام را باخته ام که سپيد مي نويسم
.
.
.