<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>White Hell</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 28 May 2025 13:42:26 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>۱۴۰۰۰</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/464</link>
<description>مدت ها نبودم اتفاقات عجیب و غربی افتاد. امروز به این بهانه اومدم که روزشمار عمرم که روی گوشی هست عدد ۱۴۰۰۰ رو نشون داد. ۱۴۰۰۰ روز زندگی کردم. دستاوردش؟! باید تلاش کنم. باید خیلی بیشتر تلاش کنم. باید خیلی خیلی خیلی بیشتر تلاش کنم. دیگه الان بهانه عقل و پول و زمان و اینها وجود نداره خوشبختیم اینه که توی این روز اومدم شیراز و کنار مادر عزیزتر از جانم هستم. دیدن خنده هاش و ذوق و شوقش بهم امید میده خدایا شکرت</description>
<pubDate>Wed, 28 May 2025 13:42:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/464</guid>
</item>
<item>
<title>ز مژگان سیاه تو</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/463</link>
<description>مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست که بر طرف سمن زارش همی‌گردد چمان ابرو دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی که این را این چنین</description>
<pubDate>Sat, 09 Jan 2021 16:34:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/463</guid>
</item>
<item>
<title>یادم بود زمانشو</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/462</link>
<description>صبح داشتیم میرفتیم محل کار وقتی فهمید که من حواسم به زمان دوره ماهانش بوده و میدونم که الان تو دوره هست یه لحظه خشکش زد بعد تعجب کرد بهش گفتم باید حواسم بت باشه دیگه گوگولی جونم برگشتم نگاش کردم دیدم چشماش خیسه جلو خودشو گرفت یکم رفتیم جلوتر، یهو در حال رانندگی گفت باید بفلت کنم. زدم کنار، محکم بغلم کرد و بوسیدم. کلی ذوق کردم چه انرژی خوبی چه حسرتی چه شادی ریزی ..</description>
<pubDate>Sat, 09 Jan 2021 16:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/462</guid>
</item>
<item>
<title>من و این چرا های بسیار</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/461</link>
<description>چرا بعد از اون همه عکسی که ازش گرفتی و ادیت کردی و منتظری یکی از اونها رو استفاده کنه، یه عکس دیگه مربوط به سال قبلش رو استفاده میکنه؟! اون هم توی واتساپِ خط دومش که دیگه با اون پیام نمیداد و گفت فقط یکی دو تا از دوستاش با اون خط در ارتباط هستن.. و دلیل عدم استفاده از اون خطش هم مشکلات نرم افزار واتساپ بیزنس بود. خب پس چرا با اونها هنوز اونجا در ارتباطی اگه مشکل داره؟! عجب حیف چشمام که دو روز لنگ ادیت بود..</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2020 20:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/461</guid>
</item>
<item>
<title>تغییر عنوان و تغییر خودم</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/460</link>
<description>وبلاگم قدیما اسمش مسافر بود بعد شد خانه دلم با عطر یاس و بعد خانه دلم و حالا جهنم سفید اسم خودمم مسافر بود و الان the departed یعنی کوچیده. همون مسافره با لحنی غمگین و افسرده این سیر تکامل یک آدم توی ایرانه یواش یواش از دنیای احساس و زیبایی فاصله میگیری و به دنیای افسردگی و مُردگی میرسی به خاطر اتفاقاتی که دولت و ملت برات رقم میزنن چه اونهایی که غریبه اند و چه اونهایی که آشنا هستند و حتی اونهایی که اسشمون رو میگذاری دوست و از اون بدتر اونهایی که میگی عشق</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2020 15:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/460</guid>
</item>
<item>
<title>MY Love</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/459</link>
<description>پنج شنبه یکم آبان بود رفتیم واسه پیشنهاد کاری جدیدش صحبت کنیم زدیم به جاده رستوران کنار رودخونه غذا رو خوردیم حرف زدیم یه باغ خوشگل پاییزی پیدا کردیم یه عالمه عکس های پاییزی.. بوس و عشق و نفس و نگاه ساعت ۱۷:۳۰ بود، توی اون باغ خوشگل ، توی ماشین بودیم یه نگاه عجیب به من کرد یهو گفت: کاش تو مال من بودی... کلی قند تو دلم آب شد. ذوق کردم. مُردم براش. غرقش شدم، مستش شدم، آب شدم، آتیش شدم.. مرسی ماه من برگشتیم، تاریک شده بود موزیک شادمهر : با من باش (امشب انگار</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 17:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/459</guid>
</item>
<item>
<title>Moon</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/458</link>
<description>بعد از اینکه چهارشنبه به خاطر دلخوری ازش ناراحت شدم تا ۵شنبه صبر کردم اما خبری ازش نشد با یه استوری توی close friends اینستاگرام که فقط خودش عضوش بود اومدم بهش فهموندم ناراحتم. اما صرفا به یه پیام تو اینستا بسنده کرد، این بود: (ای جونم، حالت خوب نیست عزیزم؟ کجایی؟) همون شب یه جمله فرستاده واسم که مثلا آروم شم . (به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند.) ! همین؟! واقعا همین؟! نمیدونه که از دست خودش دلخورم، نه از</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2020 20:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/458</guid>
</item>
<item>
<title>داستان</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/457</link>
<description>داستان اول یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و ناامید از خاورمیانه بازگشت. دوستی از وی پرسید: چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟ وی جواب داد: هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم: پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.</description>
<pubDate>Wed, 29 May 2019 10:56:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/457</guid>
</item>
<item>
<title>منم مردم مثل بقیه..</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/456</link>
<description>امروز روزیه که تصمیم گرفتم بذارم هر کاری دلش میخواد بکنه. من هر کاری که اون دلش میخواد نکنم واسش. از اون گذشته دیگه نه عشقی هست نه دلی. یه زندگی روتین بخور و بخواب. بی روح ، سرد ، بی انگیزه. تهشم هر چی میشه بشه.</description>
<pubDate>Sat, 26 May 2018 16:02:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/456</guid>
</item>
<item>
<title>نه هر که...</title>
<link>https://thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/455</link>
<description>نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند غلام همت آن رند عافیت سوزم که در گداصفتی کیمیاگری داند وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند بباختم دل دیوانه و ندانستم که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند مدار نقطه بینش ز خال توست مرا</description>
<pubDate>Tue, 26 Dec 2017 20:11:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>thedepartedinwhitehell</dc:creator>
<guid>thedepartedinwhitehell.blogfa.com/post/455</guid>
</item>
</channel>
</rss>
